قیمت سکه و ارز
۱۳۹۳/۰۲/۳۱ - ۱۰:۳۹
«سراج 24» بررسی می‌کند؛

جنایت آمریکا در مدار هفده درجه/افکار ماکیاولیستی مبنای استعمار مدرن آمریکایی/غلبه مقاومت ویتنام بر نظام‌گیری آمریکا

نمونه برجسته جنایت‌های آمریکا، جنگ ویتنام است و دولت آمریکا دخالت در این جنگ را راهی برای جلوگیری از گسترش کمونیسم به ویتنام جنوبی می‌دانست.

جنایت آمریکا در مدار هفده درجه/افکار ماکیاولیستی مبنای استعمار مدرن آمریکایی/غلبه مقاومت ویتنام بر نظام‌گیری آمریکا

به گزارش خبرنگار سراج24، جنگ در طول تاریخ بشر به عنوان روشی برای دستیابی به خواسته‌های مشروع و نامشروع افراد،گروه‌ها ،کشورها و در رأس همه آن‌ها سلطه جویان و قدرت‌های جهانی است. از قرن نوزدهم به بعد و به دنبال آن پیشرفت‌های نظامی و تسلیحاتی در عصر حاضر جنگ نیز شکل نوینی به خود گرفته است. از یک سو مهم‌ترین ویژگی آن کشتار، آن هم نه به صورت فردی بلکه به صورت جمعی است به طوری که تبعات آن بعد از نیز جنگ در نسل‌های بعدی قربانیان همچنان باقی است. از سویی دیگر بهانه‌جویی آن هم در قالب تأمین صلح و عدالت، امنیت، حقوق بشر، مردم‌سالاری و رفاه است؛ اما در باطن آن همان خوی ددمنشی و روش‌های ماکیاولی نهفته است. به طوری که بشر عصر حاضر تنها قربانی واقعی جنایتکاران در برقراری دموکراسی و صلح هستند.

 یکی از جنایتکارترین عاملان در این زمینه ایالات متحده آمریکاست. این کشور از زمان تأسیس تا کنون همواره یکی از مهم‌ترین عاملان آتش‌افروزی و کشتارهای جمعی و بشری بوده است. تا بدان جا که کشتار میلیون‌ها سرخ‌پوست و برده‌های سیاه‌پوست در زمان تأسیس و بعد از آن در جنگ‌های جهانی اول و دوم، کشتار در هیروشیما و ناکازاکی و به دنبال آن کشتار و جنایت در ویتنام، عراق، افغانستان و شرکت در بسیاری از نزاع‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در کارنامه ضد بشری این کشور به چشم می‌خورد.

 

از نمونه برجسته و بارز جنایت‌های آمریکا، جنگ ویتنام است. جنگی که آثار انسانی و زیست‌محیطی آن بعد از گذشت بیش از پنجاه سال همچنان باقی است. در نوشتار پیش رو وقایع جنگ ویتنام در دو بخش تشریح شده است. در بخش اول ضمن بیان مختصر از چگونگی آغاز و پایان جنگ ویتنام برخی از وقایع مهم در این جنگ پرداخته‌شده و در قسمت دوم گزارش، جنایات انجام‌شده توسط آمریکا در ویتنام، در زمان جنگ و پس از آن بررسی خواهد شد.

 

جنگ ویتنام، که با نام‌های مختلفی همچون "جنگ آمریکا در ویتنام"، "نبرد ویتنام"، "دومین جنگ هندوچین"، "جنگ علیه آمریکایی‌ها برای نجات ملت" شناخته می‌شود، نام مجموعه عملیات و درگیری‌های نظامی‌ای است که از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵ بین نیروهای ویتنام شمالی و جبهه ملی آزادی‌بخش ویتنام جنوبی معروف به «ویت‌کنگ» از یک سو، و نیروهای ویتنام جنوبی و متحدانش به ویژه ایالات متحده آمریکا از سوی دیگر در ویتنام، لائوس و کامبوج رخ داد.

در این جنگ جمهوری خلق چین و اتحاد جماهیر شوروی برای تسلیح و حمایت از دولت ویتنام شمالی و چریک‌های ویتنام جنوبی در تمام سال‌های نبرد حضور داشتند. کره شمالی نیز کمک‌های محدودی را ارائه کرد. در مقابل،کره جنوبی، فیلیپین و تایلند کمک‌های فراوانی را به آمریکا و دولت دست‌نشانده این کشور در ویتنام جنوبی ارائه کردند. کره جنوبی نزدیک به پنج هزار نفر نیرو، فیلیپین و استرالیا نیز بخشی از نیروهای خود را به ویتنام اعزام کردند.

برای دولت آمریکا دخالت در این جنگ راهی برای جلوگیری از گسترش کمونیسم به ویتنام جنوبی بود. برای دولت ویتنام شمالی و ویت کنگ ها اما این نبرد به مثابه یک جنگ مستعمراتی بود. نخست در برابر فرانسه که تحت حمایت آمریکا بود و بعد در برابر ویتنام جنوبی، که آن را دولت دست‌نشانده آمریکا می‌دانستند.

در اواخر قرن نوزدهم «ژول فری» نخست‌وزیر فرانسه سپاه عظیمی به هندو چین فرستاد که پایه‌های امپراتوری مستعمرات فرانسه را تحکیم‌بخشید او در پاسخ انتقادها گفت: «اگر ما هندوچین را رها کنیم امپراتوری انگلستان آن را می بلعد.» از همان زمان ملت ویتنام که طوق استعمار را به گردن خود احساس کرد به اشکال مختلف به جنگ استعمارگران رفت و سال‌ها با فرانسویان جنگید و در سال ۱۹۴۵ به رهبری «هوشی مین» علیه ارتش مجهز فرانسه به پیکار برخاستند. (۵) در جریان جنگ جهانی دوم، هندوچین به تصرف نیروهای ژاپن درآمد و دست نیروهای فرانسه که پیش از آن نیروی مستعمراتی آن منطقه بودند از کشورهای منطقه موقتاً کوتاه شد. با شکست ژاپن در پایان جنگ نیروهای ملی و نیز کمونیست‌های ویتنام استقلال ویتنام را خواستار شدند و در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ هوشی مین تشکیل کشور مستقل ویتنام را در هانوی اعلام کرد. نیروهای فرانسه که از اسارت نیروهای ژاپن درآمده بودند دوباره سعی در کسب سلطه خود در هندوچین و ویتنام کردند. این امر با مقاومت نیروهای ویتنامی (معروف به ویت مین) زیر فرماندهی هوشی مین روبرو شد و جنگ‌های معروف به جنگ اول ویتنام در گرفت. در ۱۹۵۴ نیروهای ویت مین شکست سختی در دین بین فو به نیروهای فرانسه وارد کردند(۲) و سرانجام «مندس فرانس» نخست‌وزیر جناح چپ فرانسه مجبور شد با «هوشی مین» صلح کند. (۵) در نتیجه فرانسه در  اجلاس ژنو به استقلال سه کشور مستعمره خود یعنی کامبوج و لائوس و ویتنام رضایت داد اما در موافقت‌نامه‌های اجلاس ژنو ویتنام موقتاً به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده بود. (۲) و در مدار هفده درجه ویتنام جنوبی و شمالی از هم جدا شدند. پایتخت ویتنام شمالی هانوی و جنوبی سای گون گردید. (۵) هدف ظاهراً آن بود که پس از رأی‌گیری از مردم ویتنام تکلیف حکومت در این کشور معلوم شود. در مقابل ایالات‌متحده از ترس پیروزی کمونیست‌ها با برگزاری این انتخابات موافقت نکرد و حکومت ویتنام جنوبی زیر رهبری نگو دین دیم با تشویق آمریکا از شرکت در مذاکرات مربوط به ترتیبات این رأی‌گیری سر باز زد. (۲) وی انتخاباتی در ویتنام جنوبی به جای کل کشور برگزار کرد. و با کنار زدن بیشتر رقیبانش در این انتخابات به ریاست جمهوری برگزیده شد، انتخاباتی که به باور بسیاری در آن تقلب صورت گرفته بود. در ادامه نگو دین دیم به دلیل سیاست‌های سرکوبگرانه‌اش و افزایش مخالفان داخلی، به تدریج حمایت آمریکا را از دست داد، تا آنجا که طی کودتایی با حمایت آمریکا به قتل رسید. در همین زمان بود که هواداران کمونیسم در ویتنام شمالی، جبهه آزادی سازی ملی معروف به ویت کنگ را علیه ویتنام جنوبی تأسیس کردند. ویت گنگ‌ها (مخفف ویتنام کنگ سان به معنای کمونیست‌های ویتنام، همچنین معروف به جبهه آزادی سازی ملی یا NLF)، نیرویی چریکی بودند که با حمایت ویتنام شمالی در برابر ویتنام جنوبی و آمریکا به مبارزه پرداختند(۳) آمریکایی‌ها نیز آن‌ها را ویت ـ کنگ (کونکسام یعنی سرخ) خواندند. این گروه به جنگ‌های پارتیزانی و خرابکاری در جنوب ویتنام پرداختند. (۵) ویت کنگ‌ها در دهه شصت به سرعت شروع به رشد کردند تا این که تا سال ۱۹۶۴ تعدادشان به بیش از 30 هزار سرباز رسید.

در همین دوره حکومت ویتنام جنوبی با حمایت آمریکا به سرکوب شدید کمونیست‌ها پرداخت و بسیاری از مردم را به اتهام کمونیست بودن اعدام کرد. با حمایت چین و شوروی از نیروهای ویت‌کنگ و ویتنام شمالی و نیز حمایت آمریکا و متحدانش از نیروهای ویتنام جنوبی، درگیری‌های ویتنام بالا گرفت و به تدریج به جنگی بزرگ در سراسر ویتنام و گاه در نقاط دیگر هندوچین تبدیل شد.

 از سال ۱۹۶۰ به دستور«جان کندی» ابتدا مستشاران نظامی آمریکا در کنار ارتش ویتنام جنوبی قرار گرفتند. به تدریج ارسال سلاح‌های آمریکا به جنوب شروع شد. (۵) زمانی که ویتنام شمالی در تاریخ ۲ و۴ اوت ۱۹۶۴ دو کشتی آمریکایی در آب‌های بین‌المللی (معروف به خلیج تونکن) را بمباران کردند، کنگره با تصویب قطعنامه خلیج تونکن پاسخ این اقدام را داد. این قطعنامه به رئیس‌جمهور آمریکا این اختیار را می‌داد که دخالت ایالات‌متحده را در ویتنام افزایش دهد. رئیس‌جمهور لیندون جانسون نیز از این اختیار خود برای اعزام نخستین گروه از نظامیان آمریکایی به ویتنام در مارس ۱۹۶۵ استفاده کرد. (۳) و سربازان آمریکایی به بهانه حمله ویتنامی‌ها به کشتی‌های آمریکایی در خلیج «تونکن» وارد خاک ویتنام شدند تا جنگ را به نفع دیکتاتوری جنوب پیش برده و از گسترش کمونیسم جلوگیری کنند. پس از حمله ساختگی کشتی‌های ایالات‌متحده در خلیج تونکن در تاریخ ۴ اوت ۱۹۶۴، اوضاع به طوری دیگر ورق خورد. در آن موقع این ناوهای جنگی آمریکا در سواحل ویتنام شمالی درگیر اقدامات نظامی علیه ویتنام شمالی بودند. پرزیدنت جانسون خوب می‌دانست که ادعای آمریکا در مورد این حادثه کاملاً کذب و داستانی است ساختگی برای اهدافی خاص! چند ماه بعد او به کذب بودن حرفایش در این مورد اعتراف کرد و گفت: «تا جای که من می‌دانم نیروی دریایی ما تنها به چند نهنگ شلیک کرده و نشانی از دشمن در آنجا نبوده است.»

در طول این جنگ چهار رئیس‌جمهوری آمریکا (کندی ـ جانسون، نیکسون، فورد) با کوهی از سلاح‌های نوین به جنگ ویتنام رفتند. از سال ۱۹۶۴ بمباران هوایی ویتنام شمالی شدت یافت. در سال ۱۹۶۶ آمریکا ۱۸۴ هزار سرباز به ویتنام فرستاد. در سال ۱۹۶۸ این رقم به ۵۳۶ هزار نفر افزایش یافت. (آمریکا در جنگ دوم جهانی ۳۰۰هزار نفر، کشته دادند) بدین ترتیب تعداد تفنگداران دریایی آمریکا در ویتنام بیش از کشته شدن سربازان آن کشور در جنگ دوم جهانی بود. ولی ارتش آمریکا برای جنگ‌های پارتیزانی تعلیم ندیده بودند.(5) در حقیقت نیروهای آمریکایی وارد یک جنگ جنگلی علیه ویت جنگ‌های مجهز شده بودند. ویت گنگ‌ها به شیوه‌های مختلفی سربازان آمریکایی را غافلگیر می‌کردند، چه با پنهان شدن در کمین گاه‌هایشان و حمله‌های ناگهانی و چه با کار گذاشتن تله‌های انفجاری یا فرار از راه یک شبکه پیچیده از تونل‌های زیرزمینی. حال نیروهای آمریکایی خود را شرایطی یافتند که حتی یافتن دشمنشان هم برایشان به معضلی تبدیل شده بود. از این رو برای یافتن سربازان ویت کنگ که میان بوته‌های متراکم پنهان می‌شدند نیروهای آمریکایی به سراغ عامل نارنجی یا ناپالم (بمب‌های آتش‌زا) رفتند. عامل نارنجی با ریختن برگ‌ها یا سوزاندن آن‌ها نواحی جنگلی را پاک‌سازی می‌کردند. سربازان آمریکایی قادر به تشخیص دشمنشان در روستاها نبودند چرا که حتی زنان و کودکان نیز قادر به کار گذاشتن تله‌های انفجاری و یا تغذیه ویت کنگ‌ها بودند. سربازان آمریکایی درمانده شده بودند و بسیاری از آن‌ها روحیه‌شان را از دست داده و به مصرف موادمخدر روی آورده بودند. فشار ناشی از مبارزه با دشمنی پنهان سربازان آمریکایی را به ستوه آورده بود تا جایی که آن‌ها با حمله به روستاها خشم و ناامیدی خود را بر سر روستاییانی خالی می‌کردند. مشهورترین این حمله‌ها "قتل‌عام مای لای" نام دارد. سربازان همه روستاییان را - از جمله مردم پیر و زنانی که بچه در آغوش داشتند- به درون گودالی جمع کردند و سپس همگی را به گلوله بستند. در قبرهای دسته‌جمعی دفن کردند. بنا بر منابع گوناگون، در این قتل‌عام بین ۳۴۷ و ۵۰۴ غیرنظامی کشته شدند. بعدها اجسادی مثله شده نیز یافت شد. یکی از افسران مسئول این اقدام به حبس ابد محکوم شد. با این همه، آن افســر فقط سه سال بازداشت خانگی را تجربه کرد. یک افســر ارتش در اعترافات خود می‌گوید تراژدی‌های بسیاری شبیه «مای لای» رخ داد و مخفی ماند. به بهانه ممانعت از شکل‌گیری پایگاه‌های چریک‌های ویت کنگ - مبارزان ویتنامی- لائوس، کشور همسایه ویتنام نیز بمباران شــد که از مردم آمریکا پنهان نگاه داشته شد.

در سال ۱۹۶۸ نیروهای ویت‌کنگ و ویتنام شمالی هم‌زمان با عید تت و آغاز سال ویتنامی، حمله‌های گسترده‌ای را در سراسر ویتنام جنوبی آغاز کردند که به حمله عید تت مشهور شد. اگر چه این حمله‌ها از نظر نظامی موفقیت زیادی نداشت اما گسترده بودن و شدت آن و نیز پوشش خبری آن در سراسر جهان و به ویژه در داخل آمریکا، افکار عمومی را به شدت بر ضد آمریکا بسیج کرد و تظاهرات ضد جنگ در آمریکا را به دنبال داشت. دولت آمریکا به تدریج مجبور شد تا نیروهای خود را از ویتنام فراخواند و کار دفاع از حکومت ویتنام جنوبی را به خود آن حکومت بسپارد. (۲) مذاکرات صلح که از سال ۱۹۶۸ شروع شده بود اندکی پیشرفت کرد.۲۷ در مارس ۱۹۷۲ آمریکا مجبور شد بخش اعظم نیروهای زمینی خود را از ویتنام خارج کند. ژانویه ۱۹۷۳ مذاکرات صلح آمریکا با نمایندگان «ویت ـ کنگ» و ویتنام شمالی در پاریس به انعقاد قراردادهایی منجر شد و استقلال ویتنام جنوبی به رسمیت شناخته شد. ولی «ویت کنگ» از این توافق‌ها راضی نبود. در سال ۱۹۷۵ «ویت ـ کنگ» و ویتنام شمالی حمله‌ای غافلگیرانه به ویتنام جنوبی کردند. حمله به قدری شدید و غیرمنتظره بود که مواضع نظامی ویتنام جنوبی یکی پس از دیگری فروریخت. در آوریل ۱۹۷۵ آخرین سربازان آمریکایی با هواپیماها و بالگردها با شتاب از ویتنام فرار کردند. روز سی‌ام آوریل ۱۹۷۵ را روز «فرار» در ویتنام نامیدند. ژنرال‌ها، افسران، همکاران آمریکا در ویتنام هجوم بی‌سابقه‌ای به وسایل ارتباطی آوردند و هرکسی تلاش می‌کرد به نحوی از ویتنام خارج شود. این نخستین شکست ارتش آمریکا در جنگ در تاریخ آن کشور بود.

در سال ۱۹۷۶ انتخاب مجلس ملی، راه را برای وحدت مجدد شمال و جنوب ویتنام فراهم نمود. و در تاریخ ۲ ژوئیه همان سال ویتنام شمالی و جنوبی دوباره به صورت یک کشور کمونیستی باهم متحد شدند و جمهوری سوسیالیستی ویتنام شکل گرفت.

بدین ترتیب بعد از بیست سال مقاومت و ایستادگی و تحمل جنایات آمریکا ویتنامی‌ها با اتحاد در مدار هفده درجه موفق به تشکیل یک ویتنام مستقل شدند؛ و آمریکا پس از ده هزار روز جنگ، با برجای گذاشتن چهل و پنج هزار کشته، سیصد هزار زخمی و 150 میلیارد دلار هزینه، بدون هیچ دستاوردی خاک ویتنام را ترک کرد. این جنگ نتیجه‌ای جز شکست و یک افتضاح نظامی و حقوق بشری برای آمریکا ثمری نداشت. شکستی که آمریکا برای جبران آن لشکرکشی‌های بعدی را به خاورمیانه انجام داد؛ و بدین ترتیب برگی سیاه در کارنامه جنایت‌های آمریکا برای این کشور ثبت شد.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••